بعضی وقتها، بهترین ایدهها از یک حس ساده شروع میشن. حس اینکه چقدر دنیا میتونه برای بچهها بزرگ و پیچیده باشه، و چقدر نیاز دارن به جایی امن که بتونن خودشون باشن، کشف کنن و رشد کنن. داستان ما از همین حس شروع شد.
ما نمیخواستیم فقط یک مدرسه بسازیم؛ میخواستیم یک خونه دوم بسازیم. جایی که هر صبح با لبخند واردش بشن و هر عصر با کولهباری از تجربههای جدید و دوستهای خوب ازش خارج بشن.
اینجا، ما به جای "باید" از کلمه "چطور" استفاده میکنیم.
"چطور میتونیم این مسئله رو با خلاقیت حل کنیم؟" این سؤال هر روز در کلاسهای ما مطرح میشه. از ساختن ماکت منظومه شمسی با بطریهای پلاستیکی گرفته تا نوشتن یک داستان کوتاه که شخصیتهایش خود بچهها هستن. ما به جای اینکه بهشون ماهی بدیم، بهشون یاد میدیم چطور ماهیگیری کنن، و مهمتر از اون، چطور از این کار لذت ببرن.
"چطور میتونیم به دوستمون کمک کنیم؟" این سؤال، قلب تپنده مدرسه ماست. ما باور داریم که مهمترین درسی که یک کودک میتونه یاد بگیره، درس مهربونیه. ما بهشون یاد میدیم که وقتی یکی از دوستانشون ناراحته، کنارش باشن. وقتی کسی به کمک نیاز داره، دستشو بگیرن. این همدلی و حس مشترک، پایههای یک جامعه سالم رو میسازن و ما از همین امروز برای اون تلاش میکنیم.
اینجا، ما فقط به دنبال نمره نیستیم، ما به تلاش و رشد اهمیت میدیم. ما به شما قول نمیدیم که حتماً فرزندتون رو یک نابغه کنیم، اما به شما قول میدیم که اون رو تبدیل به یک انسان شجاع، خلاق و مهربون کنیم که برای زندگی در دنیای پیچیده امروز آماده باشه.
خوشحالیم که شما هم بخشی از این داستان هستید...